English

معمـــــــــــــــــاری

طراحی ، به زبان ساده ، عمل آفرينش ِ يک طرح است . فرآيندی است که نيروهای سرمنشاءِ طرح را کاربردی می کند ؛ بدين شکل که از تمامی امکانات آن نيروها استفاده می کند و آن را در قالب شکلی کاربردی ، متجلی می سازد ؛ چه تهيه يک فهرست ساده باشد يا برنامه ريزی ای چندين ساله برای کشور گشايی .

طرح ، نمود مفهومی در قالب شکل است و شامل قدم هایی است که به نظم و سلسله وار در امتداد هم ، با درنظرگیری ِ عامل زمان ، قرار گرفته اند که هر کدام از سرمنشائی خاص به وجود می آیند ؛ به منظور دست یابی به هدفی عینی و قابل دیدن .

بدین معنا که وجهی از فعالیت هایی را شامل می شود که برای رسیدن به هدفی ملموس ، برنامه ریزی می شوند . آن چه بستر چنین فعالیت هایی را می سازد ، فضا و مکانی است که برای ثبت و بازنمایی ، نگارش می شود .

طرح ها بر اساس وسعتِ نظر، گستره ی زمان و دامنه ی تعیین شده ی قالب اشکال شان ، متمایز و متفاوت اند . اگرچه در تقسیم و طبقه بندی ، طرح ها از یکدیگر مستقل نیستند بلکه رابطه ای بسیار نزدیک میان مقوله های کوتاه و درازمدت ، استراتژیک و قابل استفاده برای همه وجود دارد .

نمود شکل ، در وجه کامل خودش ، اگر نیک باشد ، زیبا به وجود می آید که دارای درخشندگی ِ ویژه ای است و اگر شر باشد ، موجب زشتی ، عیب و نقصان است . بنابراین ، انضباط طراحی ، عظمت ذهنی را طلب می کند تا بتواند همه جوانب طرح را در وجهی کامل ، بنمایاند .

آن جا که طراحی با عوامل به نظم ِ ساختاری ِ خود ، برنامه را نیز در بر دارد ؛ آن برنامه ، موجب زایش عملکردی خاص می شود ؛ و هنگامی که عملکرد در طرح شکل می گیرد ، فرایند معماری اتفاق افتاده است .