English

اِنگاره نِگاری

هنر گونه ای از تجلی روند مکاشفه است .
مکاشفه ای که به مختصاتی از حقیقت می رسد
و آن نقطه را بخشی از وجود ِ ادراک می کند .
هنر ابزار مکاشفه ی هنرمند است .

هنرمند ، آن موجودیتی است که جوهر وجود
را به ماده پیوند می زند و
یک حقیقت جوهری را به واسطه آن به نمایش
درمی آورد .

اثر هنری ،
نتیجه ی بخشی از مکاشفه هنرمند است .
آن زمان که پیوند جوهر و ماده ،
در آن اثر واقع شود ،
مکاشفه تمام وادراک حاصل می شود .

هنرمند خلق نمی کند ، بلکه مرحله به مرحله
خلق ِ خالق را ، کشف می کند .
هنگامی که به آن سطح از هوشمندی برسد
که پلکان بعدی را کشف کند یا ببیند ،
می تواند خود ،
خالق مسیر مکاشفه اش شود .

آن سطح از هوشمندی ،
همانا ، استقرار در مقری است که خود ،
پیوندگاه جوهر و ماده می شود.
بنابراین ، ماهیت وجودی یک هنرمند ،
در انطباق با عاملی است که
این دو بخش را به هم مرتبط ، و
از این رویارویی ، بهره برداری می کند .
به این معنا که ، آن چه به دست آمده ،
به طور قطع ،
" پدیده " یا " پدیدار" ، خواهد بود .

این مجموعه حاصل مکاشفه ای است با عنوان
" شهر روشنایی " و در آن شهر،
فضاهایی طراحی می شود که " روشنایی " را
برای مردمان اش ، به ارمغان می آورد .